امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جملات زيبا و سازنده
نویسنده پیام
مسافر شب آفلاین
مسافر شب
****

ارسال‌ها: 293
موضوع‌ها: 50
تاریخ عضویت: Feb 2015
اعتبار: 14
ارسال: #141
RE: جملات زيبا و سازنده
هميشه به خداوند گفتم: چرا من؟
ولی هيچ وقت خداوند نگفت: چرا تو نه؟
(آخرین ویرایش در این ارسال: 08-27-2015، 01:18 AM، توسط مسافر شب.)
08-13-2015، 10:27 PM
ارسال‌ها پاسخ
گل مریم آفلاین
فقط خدا و بس............
****

ارسال‌ها: 355
موضوع‌ها: 40
تاریخ عضویت: Apr 2015
اعتبار: 11
ارسال: #142
RE: جملات زيبا و سازنده
اگر برای کسی مهم باشی او همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پیدا خواهد کرد
نه بهانه ای برای فرار و نه دروغی برای توجیه
ارنستو ساباتو

_______________________________________________
هیچوقت یکی را با همه وجودت دوست نداشته باش
یک تکه از خودت را نگه دار برای روزهایی که هیچکس را جز خودت نداری
هاروکی موراکامی

________________________________________________
نصف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم احساس میکنیم
و وقتی باید احساس کنیم فکر میکنیم
هاروکی موراکامی
نمونه سوالات و ترجمه مقالات در اختیار شماست .
http://behtarinha-iran.blog.ir
امید که راضی باشید .
09-05-2015، 08:22 AM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
گل مریم آفلاین
فقط خدا و بس............
****

ارسال‌ها: 355
موضوع‌ها: 40
تاریخ عضویت: Apr 2015
اعتبار: 11
ارسال: #143
RE: جملات زيبا و سازنده
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید
نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستی
بانک داستان الستون
نمونه سوالات و ترجمه مقالات در اختیار شماست .
http://behtarinha-iran.blog.ir
امید که راضی باشید .
(آخرین ویرایش در این ارسال: 09-06-2015، 11:15 AM، توسط گل مریم.)
09-06-2015، 11:15 AM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
گل مریم آفلاین
فقط خدا و بس............
****

ارسال‌ها: 355
موضوع‌ها: 40
تاریخ عضویت: Apr 2015
اعتبار: 11
ارسال: #144
RE: جملات زيبا و سازنده
خانمی جلوی درب خانه اش سه پیرمرد را دید و خطاب به ایشان گفت:شما را نمی شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل.
پیرمردان پاسخ دادند:اگر همسرتان خانه نیست،می ایستیم تا ایشان بیایند.
زن جوان به داخل خانه بازگشت و موضوع را با همسرش درمیان گذاشت...
همسرش بعد از شنیدن ماجرا گفت:برو و ایشان را به داخل خانه دعوت کن.
زن جوان هر سه پیر مرد را به داخل خانه دعوت کرد اما یکی از آنها گفت:ما هر سه با هم وارد نمی شویم.
خانم پرسید:چرا؟
یکی از پیرمردان در پاسخ گفت:من ثروتم،آن کی موفقیت و دیگری عشق است.حال با همسرتان تصمیم بگیرید کدام یک از ما وارد شود.
بعد از شنیدن،شوهرش گفت:ثروت را به داخل دعوت کن،شاید خانه مان کمی با رونق شود.
همسرش در پاسخ گفت:چرا موفقیت نه؟
پدر مرد جوان که مهمان آنها بود و به صحبت این دو گوش می داد گفت:چرا عشق نه؟خانه تان مملو از عشق و محبت خواهد شد.
شوهرش گفت:برو و از عشق دعوت کن به داخل بیاید.
خانم به خارج رفت و از عشق دعوت کرد تا امشب مهمان آنها باشد.دو نفر دیگر نیز به دنبال عشق به راه افتادند.
خانم با تعجب گفت:اما من فقط عشق را دعوت کردم!
یکی از آنها در پاسخ گفت:اگر ثروت و یا موفقیت را دعوت می کردید،دونفر دیگرمان اینجا می ماند.
ولی هرجا عشق برود،ماهم او را دنبال می کنیم،هرجا عشق باشد موفقیت و ثروت هم هست!

هرجا عشق باشد موفقیت و ثروت هم هست!


از کتاب صد داستان کوتاه
نمونه سوالات و ترجمه مقالات در اختیار شماست .
http://behtarinha-iran.blog.ir
امید که راضی باشید .
09-09-2015، 12:21 PM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
گل مریم آفلاین
فقط خدا و بس............
****

ارسال‌ها: 355
موضوع‌ها: 40
تاریخ عضویت: Apr 2015
اعتبار: 11
ارسال: #145
RE: جملات زيبا و سازنده
داستان واقعی که در پاکستان اتفاق افتاده است !
دکتر ایشان ، پزشک و جراح مشهور پاکستانی ، روزی برای شرکت در یک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار می شد با عجله به فرودگاه رفت .
بعد از پرواز ، ناگهان اعلان کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه ، که باعث از کار افتادن یکی از موتورهای هواپیما شده ، مجبوریم فروداضطراری در نزدیکترین فرودگاه را داشته باشیم ...
بعد از فرود هواپیما ، دکتر بلافاصله به دفتر استعلامات فرودگاه رفت و خطاب به آنها گفت :
من یک پزشک متخصص جهانی هستم و هر دقیقه ، برای من برابر با جان خیلی انسانهاست و شما می خواهید من 16 ساعت ، تو این فرودگاه منتظر هواپیما بمانم ؟
یکی از کارکنان گفت :
جناب دکتر ، اگر خیلی عجله دارید می تونید یک ماشین دربست بگیرید تا مقصد شما ، سه ساعت بیشتر نمانده است ...
دکتر ایشان ، با کمی درنگ پذیرفت و ماشینی را کرایه کرد و براه افتاد که ناگهان در وسط راه ، اوضاع هوا نامساعد شد و بارندگی شدیدی شروع شد بطوریکه ادامه دادن برایش مقدورنبود ...
ساعتی رفت تا اینکه احساس کرد دیگه راه را گم کرده است ...
خسته و کوفته و درمانده و با نا امیدی براهش ادامه داد ...
که ناگهان کلبه ای کوچک توجه او را به خود جلب کرد ...
کنار اون کلبه توقف کرد و در را زد ، صدای پیرزنی را شنید :
- بفرما داخل ، هر که هستی در بازه ...
دکتر داخل شد و از پیرزن که زمین گیر بود خواست که اجازه دهد از تلفنش استفاده کند . پیرزن خنده ای کرد و گفت :
کدام تلفن فرزندم ؟ اینجا نه برقی هست و نه تلفنی ... ولی بفرما و استراحت کن و برای خودت استکانی چای بریز تا خستگی بدر کنی و کمی غذا هم هست بخور تا جون بگیری ...
دکتر از پیرزن تشکر کرد و مشغول خوردن شد ، درحالیکه پیرزن مشغول خواندن نماز و دعا بود ... که ناگهان متوجه طفل کوچکی شد که بی حرکت بر روی تختی نزدیک پیرزن خوابیده بود ، که هر از گاهی بین نمازهایش ، او را تکان می داد .
پیرزن مدتی طولانی به نماز و دعا مشغول بود . بعد از اتمام نماز و دعا ، دکتر رو به او کرد و گفت :
بخدا من شرمنده این لطف و کرم واخلاق نیکوی تو شدم ، امیدوارم که دعاهایت مستجاب شود.
پیرزن گفت :
شما رهگذری هستید که خداوند به ما سفارش میهمان نوازیتان را کرده است .
من همه دعاهایم قبول شده ، بجز یک دعا ...
دکتر ایشان می پرسد :چه دعایی ؟پیرزن می گوید :
این طفل معصومی که جلو چشم شماست ، نوه من هست که نه پدر داره و نه مادر ، به یک بیماری مزمنی دچار شده که همه پزشکان اینجا ، ازعلاج آن عاجز هستند ...
به من گفته اند که یک پزشک جراح بزرگی بنام دکتر ایشان هست که او قادر به علاجش هست ، ... ولی هم او خیلی از ما دور هست و دسترسی به او مشکل هست و من هم نمیتوانم این بچه را پیش او ببرم ... و هم می گویند هزینه عمل جراحی او خیلی گران است و من از پس آن برنمی آیم ... می ترسم این طفل بیچاره و مسکین ، خوار و گرفتار شود ... پس از خدا خواسته ام که چاره ای برای این مشکل جلویم بگذارد و کارم را آسان کند !
دکتر ایشان در حالیکه گریه می کرد ، گفت :
به والله که دعای تو ، هواپیماها را از کار انداخت و باعث زدن صاعقه ها شد و آسمان را به باریدن وا داشت ... تا اینکه من دکتر را بسوی تو بکشاند .
من بخدا هرگز باورنداشتم که الله عزوجل با یک دعا ، این چنین اسباب را برای بندگان مومنش مهیا می کند و بسوی آنها روانه می کند .
********
وقتی که دستها ، از همه اسبابها کوتاه می شود و امید ، حتی در تاریکی ها همچنان ادامه دارد ، فقط پناه بردن به آفریدگار زمین و آسمان بجا می ماند و راه ها از جایی که هیچ انتظارش را ندارید ، باز می شود .
هر جایی که امید ادامه دارد ، تمام کائنات در راستای خواسته ی او تلاش می کنند .
در قلب شما ، چقدر امید ادامه دارد ؟؟؟
نمونه سوالات و ترجمه مقالات در اختیار شماست .
http://behtarinha-iran.blog.ir
امید که راضی باشید .
09-12-2015، 12:20 AM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
گل مریم آفلاین
فقط خدا و بس............
****

ارسال‌ها: 355
موضوع‌ها: 40
تاریخ عضویت: Apr 2015
اعتبار: 11
ارسال: #146
RE: جملات زيبا و سازنده
ن امروز صبح زود از خواب بيدار شدم. از كارهايي كه بايد انجام دهم هيجان زده هستم. مسئوليت هايي دارم كه بايد تمام تلاش خود را براي انجام آن به كار بندم. من مهم هستم.

انتخاب با من است . انتخاب اينكه امروز چگونه روزي باشد.

امروز مي توانم از سرد بودن هوا نالان باشم. يا اينكه بخاطر آب روان جوی آب و تميز شدن هوا سپاسگزار باشم.

امروز بخاطر اينكه جيبم خالي است ، مي توانم غمگين و نااميد باشم يا اينكه از آینده نگری خود خوشحال و اميدوار باشم. و اين را فراموش نمي كنم كه بزرگترين سرمايه من سلامتي من است.

امروز بخاطر كسالتي كه دارم مي توانم شاكي باشم يا اينكه از زنده بودنم خوشحال باشم. و براي بهبودي بجنگم.

امروز مي توانم بخاطر همه آن چيزهايي كه به آنها نرسیدم شاكي باشم يا اينكه بخاطر فرصت زندگي كه به من داده شده قدردان فرصتها باشم.

امروز مي توانم به خاطر نداشتن یک دوست همراه ماتم بگيرم يا اينكه مي توانم از فرصتي كه براي پيدا كردن يك دوست خوب دارم هيجان زده باشم.

امروز مي توانم بخاطر سر كار رفتن غرغر كنم يا اينكه فريادي از شادي بكشم چون داراي يك شغل هستم. و مي توانم براي پيشرفت شفلي يا پيدا كردن شغل بهتر با فراغ خاطر تلاش كنم.

من مي توانم بخاطر تحصیلاتم شاكي باشم يا اينكه ذهن خود را آماده كنم تا دانش كافي بدست آورم. و براي آينده سرمايه سازم.

امروز مي توانم بخاطر انجام كارهاي خانه بي حوصله باشم يا اينكه بخاطر داشتنن پناهگاهي از خداوند سپاسگزار باشم.

امروز گِل من آماده است و انتظار مرا مي كشد تا به آن شكل دهم. و من مجسمه سازي هستم كه مي خواهم بهترين تنديس خود را بسازم.

اينكه امروز چگونه روز باشد بستگي به من دارد. و من مي خواهم روزي بسازم كه آن را دوست دارم.
نمونه سوالات و ترجمه مقالات در اختیار شماست .
http://behtarinha-iran.blog.ir
امید که راضی باشید .
09-21-2015، 02:59 PM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
گل مریم آفلاین
فقط خدا و بس............
****

ارسال‌ها: 355
موضوع‌ها: 40
تاریخ عضویت: Apr 2015
اعتبار: 11
ارسال: #147
RE: جملات زيبا و سازنده
در برخی کلاس های موفقیت گفته می شود اگر می خواهید به چیزی برسید ، آنرا در حال ببینید ، مثلا چنانچه در پی خوشبختی هستید بگویید " من خوشبختم " ، در حالی که این غلط است.
در برخی موارد ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه ما در مقابل هم قرار می گیرند ، وقتی می گوییم خوشبختم در حالی که اوضاع چندان مناسب نیست ، ضمیر خودآگاه که داده های منطقی را می پذیرد ، خوشبختی فعلی را نپذیرفته و رد می کند در حالی که ضمیرناخوداگاه آنرا قبول می کند.

از طرفی، وقتی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در مورد کاری همسو بشوند ، توان آنها در هم ضرب می شود ، پس چه بهتر که کاری کنیم که آنها را با هم همسو کنیم ، اما چگونه ؟
خب ، من میخواهم خوشبخت بشوم ، همچنین میخواهم ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه را هم با یکدیگر همسو کنم تا نتیجه بهتری بگیرم ، پس بهتر است بگویم :

"من روز به روز به خوشبختی نزدیک تر می شوم . "

مثال دیگر : من روز به روز به قبولی در کنکور نزدیک تر می شوم.
نمونه سوالات و ترجمه مقالات در اختیار شماست .
http://behtarinha-iran.blog.ir
امید که راضی باشید .
09-21-2015، 10:46 PM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
hichkas آفلاین
(مدير انجمن)
*******

ارسال‌ها: 1,044
موضوع‌ها: 94
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار: 71
ارسال: #148
RE: جملات زيبا و سازنده
ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻧﻬﺮﺍﺳﯿﺪ؛ ﺑﺎﺩﺑﺎﺩﻙ ﺗﻨﻬﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﻻ
ﺭﻭﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑﺎﺩ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﻮﺩ .

ﻭﯾﻨﺴﺘﻮﻥ ﭼﺮﭼﯿﻞ

يادم باشد قبل از آنکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم

اول کمی با کفشهایش راه بروم
02-20-2016، 01:46 AM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان