امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطراتتون با فیلم ها
نویسنده پیام
fatemeh آفلاین
(مدیر تالار نوجوانان)
*****

ارسال‌ها: 367
موضوع‌ها: 57
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار: 25
ارسال: #1
خاطراتتون با فیلم ها
چ خاطراتی با فیلما دارین ؟؟
چ اتفاقاتی سر دیدنشون براتون افتاده ؟

01-23-2014، 02:04 PM
ارسال‌ها پاسخ
گل پونه آفلاین
مدیر بخش شعرو ادب
*****

ارسال‌ها: 1,086
موضوع‌ها: 83
تاریخ عضویت: Jan 2014
اعتبار: 33
ارسال: #2
RE: خاطراتتون با فیلم ها
سلام

اخرین بار که دیدن یک فیلم خیلی روم اثر گذاشت تبدیل شد به یه شعر به اسم گرگ ها و گندم ها. درباره ی سو استفاده از زنان تو کشورهای اروپای شرقی بود. اسم فیلم رو به خاطر ندارم اما ...جرء به جزء داستانو یادمه.

اسمشم یه جایی نوشتم پیدا کردم میذارم.
08-21-2014، 07:26 PM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
طالب آفلاین
(کاربر فعال)
****

ارسال‌ها: 1,105
موضوع‌ها: 121
تاریخ عضویت: Oct 2014
اعتبار: 40
ارسال: #3
RE: خاطراتتون با فیلم ها
مسیر سبز رو بارها دیدم و هر بار با گریه لب به لب شدم
به خودم برسم ، بعید میدونم حل نشده ای بمونه .
11-21-2014، 11:11 AM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
گل پونه آفلاین
مدیر بخش شعرو ادب
*****

ارسال‌ها: 1,086
موضوع‌ها: 83
تاریخ عضویت: Jan 2014
اعتبار: 33
ارسال: #4
RE: خاطراتتون با فیلم ها
منم مثل شما خیلی دوست دارم این فیلمو...
دختری با کفش های کتانی رو یادتونه؟ تو سینما دیدم ...نمیدونم چند سالم بود اما شب بود و تاریک، یادمه بعد از فیلم یه مسیر طولانی رو دقیقاً مثل اون دختره رو جدولا راه رفتم ... اونم عادتیه که ازون فیلمه برام موند... دختر فیلمه ام ... هیچی دختر خوبی بودSmile
11-27-2014، 12:31 AM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
طالب آفلاین
(کاربر فعال)
****

ارسال‌ها: 1,105
موضوع‌ها: 121
تاریخ عضویت: Oct 2014
اعتبار: 40
ارسال: #5
RE: خاطراتتون با فیلم ها
آره دختری با کفش های کتانی یادش بخیر
افسانه ی 1900 رو هم دوست داشتم
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%8...B%B0%DB%B0
به خودم برسم ، بعید میدونم حل نشده ای بمونه .
11-27-2014، 12:36 AM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
مسافر شب آفلاین
مسافر شب
****

ارسال‌ها: 293
موضوع‌ها: 50
تاریخ عضویت: Feb 2015
اعتبار: 14
ارسال: #6
RE: خاطراتتون با فیلم ها
یادمه یه دوره که توو خوابگاه بودم با دوستانم شبها به دور از چشم نگهبان، ویدئو پروژکتور می بردیم توو اتاق و بعد فیلم را روی دیوار اتاق بعد از تاریکی محض ان، نگاه می کردیم.
اگر لوو می رفتیم احتمال اخراجمان هم بود ولی خوشبختانه هیچ وقت لوو نرفتیم و هنوز هم تک تک سکانس هایی که در آن زمان که توام با ترس و لرز هم بود را دقیقاً یادم هست.
صدای بلندگو را ثانیه به ثانیه بالا و پایین می کردیم که بچه های اتاق های دیگر متوجه نشوند و بعدش هم به مدیر بگویند و خلاص.
با اینکه استرس داشتیم و می ترسیدیم هر لحظه نگهبان خوابگاه بیاد داخل و بعد هم بیچارگی ولی بازهم لذتی خاصی داشت نگاه کردن فیلم ها.مو
موفق باشید
03-13-2015، 09:18 PM
ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان