امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفی فیلمهای مورد علاقه ایرانی
نویسنده پیام
mimasam آفلاین
(ناظم انجمن)
*******

ارسال‌ها: 494
موضوع‌ها: 109
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار: 35
ارسال: #1
معرفی فیلمهای مورد علاقه ایرانی
در این بخش فیلمهای مورد علاقه ایرانی خود رو معرفی کنید.
سعی کنید معرفی مناسبی باشد تا معرف خوبی باشد.
سعی کنید از لینک دانلود فیلمهایی که هنوز در حال فروش هستند خود داری کنید.
بجاي اينكه با يك تير چندين هدف رو نشانه رويد...هدف بزرگتري رو انتخاب ، و با چندين تير اون رو بزنيد
رنگ همه باشیم و در عین حال بی رنگ، مثل نور.
01-07-2014، 11:34 PM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
mimasam آفلاین
(ناظم انجمن)
*******

ارسال‌ها: 494
موضوع‌ها: 109
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار: 35
ارسال: #2
RE: معرفی فیلمهای مورد علاقه ایرانی
1- تنها دوبار زندگی میکنیم (1386)
نویسنده و كارگردان : بهنام بهزادی بازیگران :علیرضا آقاخانی، نگار جواهریان، رامین راستاد و...
[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTM-pOcWNmHVXkFkHbfD5G...Hfd5R-v_ek]

علاوه بر این که فیلم بسیار زیبا و به نظر من با معانی درونی فراوان هست، بسیار جذاب نیز هست (البته برا شخص من)
داستانی که ته نا امیدی و گلگی از زندگی رو نشون میده و این که همیشه راهی هست و البته این همیشه تکرار نمیشه و به عبارتی همیشه این راه نیست .
داستان عشق رو گویا میکنه اونم در جایی که عشق مفهومی نداره و.............
بلاخره این فیلم خیلی خوشم اومده بود
این فیلم چندین نامزدی در جشنواره های داخلی داشته و همچنین چندین جایزه خارجی گرفته .
از هنر کارگردان این بود که دو نقش اصلی فیلم رو به دو بازگر تازه کار داده بود و اتفاقا خیلی خوب جواب دادند.
بجاي اينكه با يك تير چندين هدف رو نشانه رويد...هدف بزرگتري رو انتخاب ، و با چندين تير اون رو بزنيد
رنگ همه باشیم و در عین حال بی رنگ، مثل نور.
01-08-2014، 08:25 PM
وب سایت ارسال‌ها پاسخ
معصوم آفلاین
عضو انجمن
****

ارسال‌ها: 135
موضوع‌ها: 8
تاریخ عضویت: Nov 2014
اعتبار: 9
ارسال: #3
RE: معرفی فیلمهای مورد علاقه ایرانی
سیزده 59
کارگردان: سامان سالور

بازیگران: پرویز پرستویی، جمشید مشایخی، صابر ابر، فرهاد اصلانی، شاهرخ فروتنیان، علیرضا اوسیوند، مهران احمدی، ابوالفضل شاه کرم، افسانه چهره آزاد، دریا آشوری و سعید ابراهیمی فر...
.......
پرویز پرستویی نقش یک سردار جنگی پر ابهت رو بازی میکنه که تو همون سکانس ابتدایی خمپاره ای نزدیکش اصابت میکنه و میره تو کما مابقی فیلم در زمان حال اتفاق میفته که از کما بیرون میاد..و بقیه سعی میکنند ایران الان رو ازش پنهون کنند!...
خود داستان برام جالب بود،اینکه یه نفر یه هویی از وسط جنگ بیاد زمون حال عکس العملش چی میشه خصوصا وقتی با هم رزمهاش مواجه میشه که بین اون ها هم آدمِ به نون و نوا رسیده هست هم معتاد!...
اما از حق نگذریم میتونست بهتر از این هم باشه..به جای پرداختن به بعضی مسائل..
[تصویر:  bpai3nhf3a5cfywssw5p.jpg]
[تصویر:  4rzb5eo7iqeeceso7zj.jpg]
به هر حال اگه دیدین امیدوارم لذت ببرین..
12-08-2014، 02:52 AM
ارسال‌ها پاسخ
مسافر شب آفلاین
مسافر شب
****

ارسال‌ها: 293
موضوع‌ها: 50
تاریخ عضویت: Feb 2015
اعتبار: 14
ارسال: #4
RE: معرفی فیلمهای مورد علاقه ایرانی
فیلم سینمایی ایرانی «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو»
این فیلم مورد انتقاد فراستی قرار گرفته است.
در این فیلم جنگ بین فرهنگ ایرانی و فرهنگ های دیگر رخ می دهد.
بازیگران : حمید فرخ نژاد- ترانه علیدوستی- پیمان قاسمخانی- ترلان پروانه- هنگامه قاضیانی
کارگردان: روح الله حجازی
فیلم از نظر کیفیت ساخت و توجه به جزئیات در سطح بالایی است و با ایجاد مقایسه بین دو فرهنگ سعی دارد تا حرف هایش را بزند.
بعضی این فیلم را توهین به فرهنگ ایرانی می دانند و عده ی کمی هم قائل اند که این فیلم علاوه بر این که بد نبود بلکه باعث جلوه دادن به زیبایی فرهنگ ایرانی نیز می باشد.
تناقض هایی که در «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» که سنبل فرهنگ ایرانی در فیلم می باشد و تمایلات پنهانی آنها مثل تمایل حاج منصور به ساناز- محدثه به رامتین و صحبتها پنهانی نگین در اتاقش باعث ایجاد یک علامت سوال بزرگ در مقابل فرهنگ ایرانی می شود.
همان ابتدای فیلم وقتی نگین دیر وقت به خانه می آید، مادرش محدثه به او می گوید: «نگین جان، ساعت چنده؟» و منظورش این است که چرا دیر به خانه آمده ای- این سوال را از داخل آشپزخانه از او می پرسد. نگین در جواب مادرش می گوید:«شما برید بیرون ببینید، خیابونا شلوغه» >>> از همین جمله می توان تا قسمتی از از شخصیت محدثه را شناخت کما اینکه در شخصیت پردازی یکی از راه های ایضاح شخصیت، شخصیت پردازی از زبان دیگران است. از جواب نگین به مادرش می شود برداشت کرد که مادرش بیشتر اوقات در خانه و آشپزخانه است و اطلاعی از بیرون ندارد پس محدثه بیشتر علاقه به کار و فعالیت در خانه دارد و کمتر بیرون می رود.
کمی جلو تر از این سکانس و درگیری در سکانس بعدی نگین به سمت مادرش می رود که در حال جمع کرده خرده های شیشه از روی زمین است ولی آیا از خود پرسیده ایم که علت شکستن شیشه چه می باشد. شاید فکر می کنیم که مثل خیلی از حوادث اتفاقی است البته اگر قائل به اتفاقی بودن پدیده ها باشید ولی وقتی خوب دقت می کنیم، خواهیم دید که هیچ اتفاقی در کار نبوده است و علت شکسته شدن ظرف شیشه ای، آسیب دیدگی مچ محدثه است که علت آن کار بسیار در آشپزخانه است. بنابراین شکسته شدن ظرف شیشه ای حاصل آسیب دیدگی مچ محدثه است و آن هم حاصل زحمات محدثه در آشپزخانه می باشد. به نظرم نویسنده می خواسته به طور غیر مستقیم بگوید که آخر و عاقبت کار کردن در آشپزخانه و در کل سبک زندگی یک زن ایرانی می شود آسیب دیدگی مچ و درد کردن دست پس شاید نویسنده اعتقادی به کار کردن زن در آشپزخانه و سبک زندگی زن ایرانی نداشته است. اگر خوب توجه کنیم به نکته پی خواهیم برد که می تواند کلام سابق ما را تایید کند و آن رابطه بین آسیب دیدگی مچ و دست محدثه و این جمله مشهور که « دستت درد نکنه» است. به نظرم این که دست محدثه درد می کند نه اجزای دیگرش بی دلیل نیست. چرا ما به دیگران می گوییم که «دستت درد نکند»؟ به نظر من دست یکی از اجزای حیاتی انسان است و اگر درد کند می تواند تا قسمتی زندگی انسان را دچار مخاطره کند. حالا محدثه دستش درد می کند و علتش هم کار در سالیان طولانی در آشپزخانه است پس کار در آشپزخانه باعث مخاطره در زندگی افراد می شود. به نظرم نویسنده از تمام اجزا و پتانسیل ها استفاده می کند تا کار و خانه داری زن را مورد مذمت قرار دهد و درد کردن دست محدثه بهترین نماد برای نویسنده است تا با آن اشتباه بودن خانه داری زنان در سبک ایرانی را نشان دهد البته بنابر دیدگاه خودش.
کمی جلوتر در سکانسی محدثه در اتاق در حال آرایش خودش می باشد و از آینه به منصور شوهرش نگاه می کند تا واکنش او را نسبت به زیبایی و آرایش خودش ببیند ولی منصور هیچ واکنشی نشان نمی دهد و هیچ گونه عکس العمل و توجهی به محدثه ندارد. محدثه برای اینکه توجه منصور را جلب کند پا را فراتر می گذارد و سعی می کند توجه منصور را با واگذار کردن بستن ساعت مچی اش به منصور جلب کند ولی باز هم منصور با اینکه در حال بستن ساعت مچی محدثه است باز هم نگاهی به ظاهر محدثه نمی کند و باز هم محدثه را ناامید از توجه منصور می کند. در این هنگام نگین وارد اتاق می شود و خلوتشان را می شکند و مانع می شود تا محدثه فعالیتش را برای جلب توجه منصور انجام دهد که با ورود بی اجازه ی نگین به اتاق باعث می شود تا مورد توبیخ مادرش محدثه واقع شود. محدثه به نگین می گوید: «تو می آیی توو نباید در بزنی؟» که نگین در جواب می گوید:«حالا مثلاً داشتید چی کار می کردید؟» سوال محدثه نشانگر حجب و حیای اوست و اینکه دوست ندارد خلوتش با منصور را کسی شاهد باشد ولی جواب محدثه هم نشانگر دیدگاه پُست مدرنش می باشد که هیچ گونه حد و مرزی برای خودش قائل نیست و در کل روحیه آزادی و لیروالیسم را دنبال می کند. روحیه ای بدور از چارچوب، قانون و مرزها که به او اجازه می دهد بدون در زدن وارد خلوت پدر و مادرش شود. محدثه در برابر ورود بدون اجازه و در زدن نگین واکنش نشان می دهد و او را توبیخ لفظی می کند اما منصور چیزی به او نمی گویید ولی چرا؟
به نظر می آید با توجه به بررسی رفتار منصور در بقیه داستان که او هم بدش از آزادی خارج از چارچوب های سبک ایرانی نمی آید و عدم واکنشش به نگین همین را نشان می دهد.
بنابراین نگین و پدرش منصور افرادی هستند که به دنبال آزادی بیشتر در روابط اجتماعی و پیرو پُست مدرن ولی محدثه فردیست که کاملاً مودی به آداب و فرهنگ ایرانی می باشد و خروج از این فرهنگ را نوعی ضد هنجار و تعددی می پندارد.
یک سوال مطرح می کنم که شاید نویسنده هم می خواست به جای آن که دلیل آن را در فیلم نشان دهد بجایش در ذهن مخاطب به نمایش در آورد. اما سوال اینکه چرا منصور یا به قول ساناز حاج منصور نسبت به ساناز و رفتار و اعمال او کنجکاو است و مسائل مربوط به ساناز را دنبال می کند؟ چرا او مثل محدثه و یا نگین بی تفاوت از کنار این مسائل عبور نمی کند بلکه وقتی هم در توالت ته باغ در حال سیگار کشیدن است با شنیدن صدای ساناز که در حال صحبت با تلفن است، حساس می شود و به دقت گوش می دهد. چرا وقتی که می خواهد از کنار اتاق ساناز بگذرد جذب صحبت ساناز با تلفن می شود در حالی که می تواند در صورت خیلی مطلوب از کنار آن بدون استراق سمع و کنجکاوی عبور کند؟ به نظرم علت این کنجکاوی می تواند این باشد که انسان و آدمی نسبت به هر چه علقه و حس دارد نسبت به آن واکنش نشان می دهد و این محبت و علاقه باعث می شود تا به افعال و اعمال و واکنش های محبوب و مقصود عکس العمل نشان دهیم. بگذارید کمی موضوع را ساده تر بگوییم: وقتی که شما به فرد محبوبی مثل خیلی از افراد مشهور و معروف علاقه دارید، کوچکترین خبر درباره آن فرد مورد نظزتان برایتان مهم می شود و با جان و دل به آن اخبار توجه می کنید. مثلاً حتی عده ای از هواداران افراد مشهور تا شماره کفش فرد محبوبشان را می دانند و شاید از خودش بهتر زندگینامه اش را توضیح دهند. دقیقاً حاج منصور هم اینگونه است و مجذوب ساناز است و واکنش های او به کوچکترین حرکات و اعمال ساناز نمایانگر این علاقه و حب می باشد. البته از دیالوگهایی که به محدثه درباره عدم گیر دادن به ساناز می توان جانب داری او را فهمید حتی در جایی از ساناز و رفتار او دفاع می کند و او را نماد زن اجتماعی می داند و به نوع انگشت اتهام را به سمت محدثه می گیرد.
به نظر من کل درون مایه ماجرا و داستان فیلم این بود که یک فرهنگ بیگانه به تمام قوا به فرهنگ ایرانی و زن ایرانی حمله کرد و تا حدودی هم باعث لرزش پیکره های آن شد ولی در آخر یبا استقامت فرهنگ ناب ایرانی که ریشه در اعماق عقلانیت و انسانیت نهاده بود؛ نا گزیر و در کمال ناباوری شکست خورد البته شکست فرهنگ بیگانه به خوبی پرداخته نشد و به سرعت نویسنده از روی آن گذشت و با اشاره و کنایه آن را بروز داد تا جایی بعضی از منتقدان را بر آن داشت که این داستان تک جهتی بوده است و فقط هدفش تخریب به پیکره فرهنگ ناب ایرانی و زن ایرانی بوده است. البته عده ای دیگر این می گویند: در فیلم به آرامی شکست فرهنگ بیگانه نمایش داده شده است و اگر بیش از این می شد باعث می شد تا مخاطب نسبت به فیلم بدبین شود و با نوعی بی اعتمادی به آن نگاه کند که از تاثیر فیلم به شدت خواهد کاست.

آخرین سکانس فیلم با نشان دادن نگین در حال که در حال تفکر است به پایان رسید و ما را تا حدی در حل و فهم داستان فیلم کمک کرد. بنابراین می توان فیلم را به دو جبهه تقسیم کرد: 1- محدثه 2- ساناز.
محدثه سنبل زن ایرانی است و خانه دار بودن از ویژگی های بارز اوست که حتی باعث آسیب به دست او و دست دردش گشته است. ساناز هم سنبل زن فرنگی و لیورال است که خودش را دوست ندارد اسیر کسی ببیند و دوست ندارد به یک مرد بسنده کند. رابطه او با مرد به معنای ازدواج نیست بلکه چیزی است شبیه فرهنگ غلط بیگانه که مشهور به بوی فرند و گیرل فرند می باشد که آنها بر اساس فرهنگ پوچالی و نامعقولشان به آن معتقدند و البته تعجبی هم ندارد وقتی در بعضی از این کشورها که تابع این فرهنگ غلط هستند؛ با در و دیوار ازدواج می کنند نباید تعجبی کرد و از جنون توحش شگفت زده شد.
ساناز در جواب محدثه خاله اش که می گوید پس چرا با رامتین عقدنمی کنی، می گوید: کی خواست عقد کنه، من فقط اینو دوست دارم.
معنی جمله ساناز را باید کمی توضیح دهیم. او رامتین را دوست دارد و با او روابط بیش از حد متعارف دارد تا حدی که به قول محدثه با او زندگی می کند. از طرفی هم قصد ازدواج و عقد با رامتین را ندارد با توجه به این توضیحات بهترین عنوانی که می توان بر این رابطه نامید که خوشبختانه در فرهنگ ما جایی هم ندارد؛ رابطه ی بوی فرند و گیرل فرند است که اینها بیشترین هدفشان بهره کشی جنسی از طرف مقابل است و قصد هایی دیگر را زیاد اهمیت نمی دهند. بعد از آنکه هم از هم سیر شدند به سمت فرد دیگری می روند همانند ساناز که دیگر به سمت متین می خواست برود و با هر دروغ و کلکی که می توانست سعی می کرد این بی وفایی و خیانتش را به رامتین را بپوشاند ولی از غافل از حاج منصور بود که به قول خودش اگر مورچه قر بیاد، اسمسش برایش فرستاده می شود، ولی غافل از شناسنامه اش بود که خاله اش در پارکینگ خانه پیدا کرد و پی به رابطه نامشروع رامتین و ساناز برد و بعد حاج منصور.
در جایی ساناز به حاج منصور می گوید که عقد نامه فقط یک دفترچه است و آیا تو هنوز همان حاج منصور 20سال پیش هستی؟ که حاج منصور هم با سکوت و خنده خودش، حرف ساناز را تایید می کند و به زبان بی زبانی می گوید: بله.
اینجا در فیلم شیطنتی شده است و به صورت تصویری و عملی این جمله به مخاطب و بیینده نمایش داده می شود اما کجا؟ در آن جا که رامتین و محدثه شروع به صحبت با هم می کنند و بسیاری نقاط اشتراک با هم پیدا می کنند مثلا هر دو در سال 1366 دیپلم گرفته اند یا هر دو هم سن هستند و کلی خاطرات مشترک و همانند از گذشته هایشان. تفاهمی که در صحبت های رامتین و محدثه دیده می شود دیگر جا برای بحث در عدم علاقه و حب این دو به هم نمی شود و از صمیمیت کلامشان به خوبی این نکته قابل درک و فهم است. پس حاصل این صحبت ها یعنی عقدنامه محدثه و حاج منصور فقط یک دفترچه است و اینجا به طور تصویری و عملی نشان داده شده است که کار خوبی نبود و نخواهد بود.
اما عقد نامه فقط یک دفترچه است در روابط ساناز و حاج منصور هم به وضوح مشهود است. حاج منصور در توالت ته باغ منزلشان سیگار می کشد؛ ساناز هم سیگاری است و در کشیدن این ماده ی مخدر سرطان زا ابایی هم از کسی ندارد به طوری که در سر سفره در مقابل دیدگان همه به آن روی می آورد و به قول محدثه پایش را انداخته روی پایش و جلوی چهارتا بزرگتر، پُک پُک سیگار می کشد. تا اینجا یک نقطه اشتراک حاج منصور و ساناز. دفاع حاج منصور از ساناز به عنوان زن اجتماعی نشانگر علاقه ی او به روحیه ساناز به عنوان زن اجتماعی البته به معنای مصطلح فیلم می باشد. بنابراین از نظر روحیه هم باهم نقاط اشتراک دارند. کنجکاوی های پیاپی حاج منصور به رفتار ساناز و عدم توجه متقابل به محدثه نیز نشانه دیگری بر این مدعای غلط است که " عقدنامه فقط یک دفترچه است" می باشد که در فیلم به صورت تصویری نشان داده شده است تا مخاطب قبول کند که این سخن درست است در حالی این شیطنت باعث نقض خطوط قرمز دینی و مذهبی است که باورهای مردم را تشکیل داده است و باعث لطمه به بنیان خانواده و اشاعه تفکر غلطی در جامعه خواهد شد و به نوعی تهاجم فرهنگی محسوب می شود. عقد و نکاح دستوری است که خداوند برای انسانها مشخص کرده است و انسانها حق انتخاب را در این فقره به علت نوعی توهین به خداوند ندارند و بهتر است با عقلهای غیرکاملشان از دستور خداوند که خالق عقول است تبعیت کنند و پا را در جایی که خداوند از ان نهی کرده است نگذارند و خودشان را در مقام تبیین راه قرار نمی دهند.
عقد و خیلی از امور مربوط به نکاح در بسیاری از کتب مفصل بحث شده اند و تا حدودی هم افراد دلایل عقلی برای آنها آورده اند که قابل قبول اند هر چند بدون دلایل عقلی به علت صدور دستور از جانب خداوند اطاعت از آن بر ما انسانها که از عقل جز ذره بهره نبرده ایم و عقلمان محدود است، لازم می باشد.
جنون توحشی که در کشورهایی که ادعای فرهنگ می کنند، قابل مشهودتر است تا فرهنگ. در بعضی از این کشور ها با دیوار، ساختمان و حتی حیوانات ازدواج می کنند که بهترین دلیل بر ادعای صحیح ما مبنی بر "جنون توحش" آنها است که با پیشرفتهای تکنولوژی سعی در پوشانده فقر فرهنگیشان کنند که جا دارد به آنها گفته شود چون خشت کج معمار بود کج، تا ثریا می رود این دیوار کج. وقتی اصل جامعه و بنیان آن روی هواست دیگر چه فایده به تزیین در و دیوار.
متاسفانه در کشور فرانسه همجنس بازی قانونی است و برای آنها حق و حقوقی نیز قرار داده اند در حالی که اگر این پدیده شوم فراگیر شود به تدریج نسل بشر رو به زوال و نابودی می رود و بیماری های صعب علاج فرا گیر از جمله ایدز و ... فراوان می شود. خوشبختانه در فرهنگ ایرانی این عمل منافی اخلاق و عقلانیت و ضد الهی محکوم و ممنوع می باشد تا جایی که در فرهنگ اسلامی گفته شده است که این اعمال عرش خداوند را می لرزاند و از این بابت حدود سنگینی هم برای جرایم در فرهنگ اسلامی در نظر گرفته شده است.
البته قابل ذکر است که فیلم بسیار عالی جزییات را در نظر می گیرد به طوری هیچ یک از صحنه ها و سکانس ها را نمی توان بیهوده دانست ولی اگر کمی بیشتر بر روی تبعات رفتار غلط و اشتباه ساناز مانور و پرداخت می شد بهتر حق فرهنگ ایرانی ادا می شد و پوچالی بودن فرهنگ های باطل و مضحک بیگانه بهتر نمایان می گشت.
بیشتر از این توضیح نمی دهم و توصیه می کنم تا دیدن فیلم را از دست ندهید.

[تصویر:  ec7f4c80-3fd7-4fc3-a9a5-a789e3dd76ba.jpg]
[تصویر:  4650_caffecinema.com_.jpg]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 03-19-2015، 02:09 AM، توسط مسافر شب.)
03-13-2015، 09:33 PM
ارسال‌ها پاسخ
Havva آفلاین
(مديربخش نقاشی و مسئول کارگاه نقاشی)
*****

ارسال‌ها: 1,347
موضوع‌ها: 79
تاریخ عضویت: Dec 2013
اعتبار: 70
ارسال: #5
RE: معرفی فیلمهای مورد علاقه ایرانی
یکی از ما دو نفر
کارگردان:تهمینه میلانی
بازیگران:بهرام رادان،السا فیروز آذر،دانیال عبادی و ...
ساخت:سال 1389
این فیلم با نگرش آسیب شناسانه به یک موضوع اجتماعی ساخته شده و تماشای آن در خانواده به تشخیص و تایید والدین بستگی داره...


[تصویر:  uak9ptto9sqn70jbteru.jpg]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آسمان بوی اجابت میدهد..
04-13-2015، 07:06 PM
ارسال‌ها پاسخ
مسافر شب آفلاین
مسافر شب
****

ارسال‌ها: 293
موضوع‌ها: 50
تاریخ عضویت: Feb 2015
اعتبار: 14
ارسال: #6
RE: معرفی فیلمهای مورد علاقه ایرانی
نقدی بر پایتخت 4
امسال یعنی 1394 در ماه رمضان طبق سنوات گذشته سریال محبوب پایتخت اکران شد.
اما برخلاف سنوات گذشته سریال جذابیت خود را نداشت و نسبت به مجموعه های قبلی خیلی ضعیف تر شده بود.
البته ما قبول داریم که در سریال پایتخت خیلی محاسن و ویژگی های خوب است ولی با این حال ان گذشت و آن چیزی نبود جز " عامل حرکت".
عامل حرکت یکی از پارامترهای مهم فیلم است که می تواند مخاطب و ببینده را تا آخر در پای فیلم شما ثابت نگه دارد.
فلسفه تاثیر عامل حرکت این است که ببینده در وجودش تمایل به حرکت دارد اما وقتی خودش ناظر بر این حرکت توسط سایرین باشد بنحوی به آرامش می رسد و از حرکت باز می ایستد.
اما اگر عامل حرکت در فیلم نباشد و از طرفی هم عامل حرکت فکری هم در فیلم موج نزند انجاست که ببینده یا کانال را عوض می کند و یا گوشیش را برمی دارد و آن بازی محبوبش را ادامه می دهد.
عامل حرکت بسیار مهم است و نمی توان به را حتی از کنار آن گذشت و اگر از این عامل مهم بگذریم باید منتظر این باشیم که خیلی از ببینندگان خود را از دست بدهیم.
یکی از مصادیق عامل حرکت، سفر از شهری به شهر دیگر است که در پایتخت1 ما عامل حرکت را از علی آباد به تهران داشتیم و همچنین و سنوات بعد این عامل حرکت از تهران به جنوب ایران بود که این عامل باعث جذب میلیونی ببینده بر یر کانال تلویزیون برای دیدن سریال پایتخت می شد.
یادم است هنگامی داشتم در کوچه ها قدم میزدم متوجه شدم هیچ کسی در کوچه ها نیست غالبا و اکثرا در خانه های خود هستند با خودم گفتم چرا؟ بعدا متوجه شدم برای سریال پایتخت بوده است البته پایتخت 4 کمتر.
بنابراین یکی از نقاط ضعف اصلی پایتخت 4 نداشتن عامل حرکت است که نویسنده با اسکان کامل فیلم و توقف مطلق در علی آباد این اشتباه را مرتکب شد و بسیاری از مخاطبین خود را از دست داد.
توقف جریان سریال در علی آباد و ورود سریال به مسائل حاشیه باعث کاهش چشمگیر جذابیت سریال شد.
بنابراین اولین نقد بر پایتخت 4 نداشتن عامل حرکت بود.
2- اما نقد دوم خروج سریال از جریان واقعگرایی به جریان شعار مداری بود. در پایتخت 1 ما سریالی داشتیم که در خانواده معمولی بود که دچار مشکلاتی بود که در سطح جامعه رواج داشت و بنوعی حرف دل خیلی از مخاطبین بود اما در پایتخت 4 بیشتر از رئالیستی داتیم آرمانگری می کردیم و به جای حرفهای واقعی، حرفهایی می زدیم که ببینده نمی توانست با ؟آن رابطه منطقی برقرار کند بنابراین از سریال دور می شد.
به خاطر اینکه با برداشت از مصادیق شعارپردازی دچار ابهام نشوید وارد مصادیق آن نمی شوم و بر تعریف خشک خالی آن اکتفا می کنم.
اما یک پیشنهاد برای آقای محسن تنابنده دارم که در پایتخت 5 ایشان می تواننند عامل حرکت را با حرکت از علی آبد به مشهد با این عقبه که عمو پنجعلی از پایتخت 1 به ان اشاره کرده بود؛ داشته باشند و عامل حرکت از علی آبد به مشهد باشد از طرفی هم با حال و هوای ماه رمضان سازش خوبی دارد و بخوبی تطبیق می شود.
حرف دل: ما از آقای تنابنده و قلم ایشان بیشتر انتظار واقع گرایی داریم همانند پایتخت1 و ... ولی توقع آرمان گرایی نداریم و هنگامی که ایشان وارد این وادی می شود دیگر نمی توانیم با سریالشان ارتباط برقرار کنیم.
هر چه سریال و داستانها ی آن متبادر به ذهن مخاطب باشد تاثیرش بیشتر است.
نقد ادامه دارد.... .
(آخرین ویرایش در این ارسال: 08-02-2015، 11:19 AM، توسط مسافر شب.)
08-02-2015، 11:16 AM
ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان